مرگ اهورایی
مرگ اهورایی
تمام خواهشم از درد تنهایی است باور کن
تمام هستی ام یک قلب رویایی است باور کن
به یادت می نویسم تا دوباره باز برگردی
که کوچه بی تو در بن بست تنهایی است باورکن
تمام دفترم بغض حضور وازه ها گردید
و شعر رفتنم مرگی اهورایی است باور کن
در این غربت پرم از های وهوی تلخ تنهایی
سکوتم ، ناله ام ، بغضم تماشایی است باور کن
نمی دانم به یاد روز های درد خواهی بود
و ایام پر از اندوه فردایی است باور کن
ندانستم که تو معنای بودن را نمی فهمی
و قلبت پرزرنگ و عشق هر جایی است باور کن
پس از تو انتظارم ، اعتبارم می رسد پایان
و این انجام عشقی پاک و شیدایی است باور کن
13/8/79
اسمم علی . معلمیّه شغلم