دهقان فداكار

ازبرعلی حاجوی [۱][۲] معروف به ریزعلی خواجوی، زاده ۱۳۱۰ خورشیدی در میانه نام اصلی فردی است که در داستانی منتشر شده در کتاب فارسی سابق چهارم دبستان مدارس ایران، با عنوان دهقان فداکار به اشتباه ریزعلی خواجوی نوشته شده است.
ريزعلي در كتاب درسي فارسي
از موقعی که به یاد داریم در کتاب سال سوم دبستان درسی به نام دهقان فداکار وجود داشت. ماجرای دهقانی که در یک شب سرد پائیزی زمانی که به سمت زمین کشاورزی خود میرود متوجه ریزش کوه میشود. او برای آگاهی مسئولان قطار لباس خود را از تن در میآورد و با نفت فانوس به آتش میکشد. قطار میایستد و از حادثهای مرگبار جلوگیری میشود.
بعد از تغییرات کتاب درسی در سالهای گذشته نیز ماجرای دهقان فداکار در کتاب درسی باقی ماند البته این بار درسی به نام «فداکاران» در کتاب سال سوم دبستان وجود دارد که بخشی از آن در خصوص دهقان فداکار است.
ریزعلی خواجوی اهل میانه و هماکنون 79 ساله است. همیشه کت و شلوار میپوشد، کلاهی به سر میگذارد و عصایی او را در راه رفتن همراهی میکند. لبخند شیرینی بر لب دارد
دهقان فداكار در تشریح ماجرای نجات جان 800 نفر از مسافران قطار تبریز ـ تهران در سال 1339 بیان داشت: به خاطر دارم كه ۴۵ روز از پاییز گذشته و یك شب بارانى و سرد بود و من برای همراهی یكی از بستگان كه قصد بازگشت به تهران را داشت ناچار شدم تا ایستگاه قطار او را همراهی كنم.
وی با بیان اینكه به دلیل شرایط آن دوران یك فانوس و یك اسلحه شكارى با خود به همراه داشتم، تصریح كرد: در مسیر قطار حومه میانه، دو تونل به فاصله ۵۰ متر از همدیگر وجود دارد كه به تونل ۱۸ معروف است و زمانى كه از كنار این منطقه گذرمی كردم تا به منزل بازگردم پی بردم كوه ریزش كرده و فاصله بین این دو تونل بسته شده كه ناگهان یاد دهها مسافر بیگناه و كودكان بی گناه درون قطار افتادم.
ریزعلی خواجوی افزود: به تندی به سوی ایستگاه دویدم اما قطار راه افتاده بود و اگر وارد تونل مىشد راننده بدون دید كافى بی گمان با سنگهاى انباشته شده بر روى ریل برخورد مىكرد و رویدادی دردناک به بار مىآمد .در آن شب بارانی كُت خود را درآورده و به زحمت آتش زدم ولی کارکنان قطار با گمان ایجاد مزاحمت از سوی من سخت مرا كتك زدند.
وی با اشاره به پیامدهای این رویدادگفت: همه كاركنان قطار با این فكر كه قصد آزار و ایجاد مزاحمت برای قطار را داشتم به سختی مرا كتك زده و زخمی كردند و پس از آنكه از كتك زدن من خسته شدند، رئیس قطار از من در باره علت كارى كه كردهام توضیح خواست كه من نیز با حال و روز نامناسبى كه داشتم، ماجرا را تعریف كردم كه با دیدن صحنه ریزش كوه، همه مسافران و مسئولان قطار شوكه شده و شروع به عذرخواهی از من كردند.
وى با اشاره به بهبود تدریجی زندگی خود پس از نزدیك به نیم قرن زندگی در تنهایی گفت: خوشبختانه با برقرارى حقوق از سوى وزارت راه و ترابری، اهداى یك خانه از سوى دولت، روزگار سخت گذشته در سالهاى پیرى بسیار بهتر شده است
ریزعلی 8 فرزند دارد؛ 5 فرزند پسر و 3 فرزند دختر و هماکنون 42 نوه و نتیجه دارد.
مهر اسمی ریزعلی خواجوی

دهقان فداكار در آلمان
يک روز از دفتر مرحوم دادمان تماس گرفتند و گفتند: فيلم مصاحبه شما و داستان فداکاريتان به دليل اينکه 2 نفر از مسافران آن قطار آلماني بودند از تلويزيون آلمان پخش شده است. بعد از پخش فيلم تعدادي از دانش آموزان آلماني قلکهاي پول خود را براي تشکر به ايران فرستاند. مبلغ قلکها 666 هزار تومان بود
خاطرات شيرين
يک روز مرحوم دادمان وزير سابق راه و ترابري به همراه آقاي خاتمي رئيس جمهور سابق به روستاي ما آمدند و بعد از دستور انتقال برق به روستا به 13 خانوار روستا يک کنتور برق هديه کردند و فرمودند از هيچ يک از اهالي روستا پول برق نگيريد .
اسمم علی . معلمیّه شغلم