شهر من گلسار
سالیان درازی است پس از کوچ اجباری جهت تحصیل و کار از طالقان ساکن روستایی با حال و هوای تقریبی طالقان به نام سیف آباد شدم . پس از سالها زندگی ، به علت مهاجرت زیاد و گسترش جمعیت روستایمان به شهر تغییر نام یافت .یکی دوسالی از این تغییرات نگذشته بودکه مسولین شهر در صدد تغییر نام آن نیز برآمدند که با موافقت هیئت دولت شهر سیف آباد به گلسار تغییر نام یافت . هر چه ازصفا و صمیمیت موجود دراین شهر بیان کنم کم است شاید نتوانم حق مطلب را ادا نموده و به قول مثلی : شنیدن کی بود مانند دیدن . در ابیات زیربا اندک ذوقم خواستم ضمن توصیف شهرم از شهردار مردمی آن نیز تشکری کرده باشم .
ای خاک پاکم سرزمین عشق و ایثار کاشانه ی من ای تجلیگاه دیدار
یاد تو باشد تا ابد در خاطر من چون با تو دارم خاطرات خوب بسیار
از کوچه باغت دل نمی شاید بریدن تا شد گذار کس به توگردد گرفتار
نوشدزآب خوشگوارت جرعه ای کس در باورش نوشیده آب زمزم انگار
تنها به یاد لاله های سرخ و پاکت نامت شده جاوید و پر آوازه گلسار
تصویری از دلبستگی کارو تلاشی مردان تو الگوی ناب عرصه ی کار
از طالقانی ، ترک و سیبستانی و لر همدل کنار یکدگر ، دیوار دیوار
باشد امید و آرزوهامان شب وروز بر چهره ات هرگز نگردد غم پدیدار
مهر و صفاوسادگی، عشق ومحبت گردد نصیب مردمت هر روزه صدبار
ای شهر من پیروز بادا شهردارت مردی که خدمت بر خلایق نیستش عار
باید که با او همت و یاری نماییم فکری به نسل نو شود در این شب تار
وقت عمل جای سخن گفتن نباشد صد گفته کی گردد به سان نیم کردار
ایجاد کانون هنر یا بوستانی در شهر ما لازم بود بی هیچ اقرار
زیرا به عصر دانش و نو آوریها آن ملتی پیروز باشد هست بیدار
ای خانه ی من تا ابد آباد باشی باشد خدا پشت و پناهت حق نگهدار
سروده شد 89/10/25
اسمم علی . معلمیّه شغلم